X
تبلیغات
شهر باروق - بایرام آیی(ماه عید)- (قسمت پنجم)

شهر باروق

مونوگرافی از شهر باروق استان آذربایجان غربی

بایرام آیی(ماه عید)- (قسمت پنجم)

آخرین پنجشنبه سال-زيارت اهل قبور:

               مردم اعتقاد دارند که بايد در آخرين پنجشنبه هر  سال به زيارت اهل قبور رفت و براي آمرزش گناهان آنها فاتحه‌اي خواند چرا كه ارواح مردگان هميشه در چنين ايامي چشم به راه بوده و طالب احسان و دعاهايي مغفرت‌آميز از سوي بازماندگان هستندلذا زنان و مردان در آخرين پنجشنبه هر  سال بر سر قبور اموات خود حاضرشده، سنگ قبرها را شسته و گلاب مي‌پاشیدند و سوره جمعه و فاتحه قرائت كرده و در آخر علاوه بر طلب آمرزش گناهان براي مردگان، مقداري حلوا، خرما و نانهاي محلي (كوكه) احسان مي‌كردند که البته  نوع احسان هم امروزه تغییراتی یافته است و مثلا از نان های محلی  دیگر خبری نیست و...             معمولا در این گرد همایی جمعی مردان، در ارتباط با مسائل کلی روستا تبادل نظر هایی هم صورت می گرفت که بعضی وقت ها تصمیم هایی جمعی را نیز بدنبال داشته است.              

تحويل سال و ديد و بازديد:

           با نزديک شدن به زمان تحويل سال، طبق سفارش اسلام مومنين غسل مستحبي کرده و خود را براي سال نو تطهير مي کنند. بزرگ خانواده به اتفاق اهل و عيال در حالی که لباس های تازه و تمیز شان را پوشیده اند  بر سر سفره عيد مي نشينند و سوره هايي چند از قرآن مجيد را تلاوت مي کنند و برخي نيز در در مساجد جمع مي شوند و دعا مي خوانند و بر تنگ ماهي فوت مي کنند بر اين باور که هر موقع ماهي سرخ داخل تنگ،. وارونه شود نشان تحويل سال است و آنگاه که سال نو شد، دعاي تحويل سال قرائت مي شود« يا مقلب القلوب و الابصار، يا مدبر الليل و النهار، يا محول و الحول و الاحوال، حول حالنا الي احسن الحال» و اهل منزل بر محمد و آل محمد صلوات مي فرستند، و سپس اولين تبريک هاي نوروز و روبوسي ها از پاي سفره هفت سین با جملات زير آغاز مي شود: "بايرامين موبارک اولسون" و جواب مي شنوند: "سنيندَه بايرامين موبارک اولسون، يوز بِلَه بايراملار گورَه سَن و... بعد از تحويل سال و روبوسي هاي اهل خانه و رد و بدل شدن عيدي ها که بزرگترها به بچه ها مي دهند، ديد و بازديدهاي معمولي و رسمي آغاز مي شود. معمول اين است که قبل از همه  از خانواد هایی که نوعید هستند یعنی از آخرین عیدی که سپری کرده اند(عید قربان-عید فطر عید نوروز و...)عزیزی را از دست داده اند و به اصطلاح برایشان  "قره بایرام " می باشد می روند.

               سابقا که مردم در ابتدای  دید و بازدید ها  شروع به دیداراز افراد نوعید می کردند شاید تمام روز اول فروردین طول می کشید و در هر خانه ای که می رفتند با چایی و حلوا و خرما از آنها پذیرایی می شد و مهمانان به صاحب خانه می گفتند: "آللاه رحمت اِله سین " یا " بِله بایرام گور میه سَن" و صاحبخانه هم از آنها تشکر می کرد و بعد از چند دقیقه نشستن بلند شده و به منزل صاحب عزای دیگر می رفتند.امروزه صاحبان عزا همگی در یک  یا دو مسجد جمع می شوند و مردم در مساجد آنها را دیده  و تسلیت گفته و توسط چایی و خرما از آنها پذیرایی می گردد.پس از این دیدار های جمعی اگر کسی از فامیل ها مریض بود دیدار از او  را در اولویت قرار می دهند و سپس کوچکترها به ديدار بزرگ خانواده  مانندپدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن یا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائی می روند  وبعد نوبت اقوام دورتر فرا می رسد و سر فرصت به دیگر اقوام و دوستان سر می زنندحتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورت‌هایی که پیش آمده از احوال پرسی یکدیگر سر باز زده باشند، این روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت می شمارند و راه آشتی و دوستی در پیش می گیرند.

               در ایام عید از اول فروردین تا یکی دو روز هر کسی برای اولین بار بعد از تحویل سال  کسی را می بیند با او دست می دهد و تبریک می گوید هر چند ممکن است به خانه همدیگر هم بعدا جهت عید دیدنی بروند.

                   در ديد و بازديدهاي معمول خانواده ها، خصوصا در ايام گذشته در روستاها، مردان به طور دسته جمعي به ديدار بزرگان رفته و ديد و بازديدهاي بعد از ظهر هم اختصاص به زنان داشت. عید دیدنی میان اقوام در شب ها هم بصورت خانوادگی دوام می داشت که زمان زیادی برای نشستن و صحبت کردن بود.
در زمان های گذشته خانواده ها سفره سفيد پارچه اي به نام " بايرام سوفره سي" سفره عيد را در اتاق مهمان پهن مي کردند و هر مهماني که از راه مي رسيد پاي آن مي نشست و صاحبخانه از آنها پذيرايي مي کرد. اين سفره در واقع هم سفره پذيرايي بود و هم سفره هفت سين، اما به شکل محلي و قديمي که بسان امروز از تشريفات  و مواد مورد پذیرایی امروز خبری نبود. زنان با سليقه سفره عيد را که پارچه اي چهارگوش مربع يا مستطيل بود با استفاده از نخ هاي رنگين، گل بوته هايي در چهار گوشه آن سوزن دوزي مي کردند و ملزومات سفره را به شکل زيبايي روي آن مي چيدند و پاي همين سفره از مهمانان پذيرايي مي کردند.معمولا در اين گونه مجالس بزرگترها در بالا و صدر مجلس و کودکان در پايين سفره مي نشستند . تا چند روز معمولا درب حیا خانه ها باز بود و مهمانان فقط هنگام وارد شدن مختصر ضربه ای  به درب می زدند و وارد می شدندو بلافاصله بعد از تبریک و رو بوسی کنار سفره نشسته و فورا چای در مقابل هر کدام نهاده می شد و بعد نوبت خوردن میوه و تنقلات فرا می رسید  و در این میان به بچه های حاضر از طرف مهمانان عیدی داده می شد.

              معمولا در سفره هاي عيد قديمي و سنتي تنقلاتي مانند نخود، کشمش، مغز بادام و گردو، شيريني هاي رنگين، شيريني نعناعي، سنجد، خرما، انجير، انار، سيب، " قيزيل اوزوم" انگور سرخ،  شيريني کوکه، حلواي خانگي و همچنين موادي مانند: سجوق، سماق، سير، سکه، سمنو،سیب و سبزه را به عنوان سفره هفت سين در کنار اقلام ياد شده بالا مي گذاشتند.

               در ايام گذشته معمولا سفره عيد خانواده ها تا شب دوازدهم فروردین  به همان شکل گسترده مي ماند و در اين شب بعد از رفتن آخرین مهمانها  است که سفره برچيده می شدو سبزه آن توسط مسافران سيزده به در به دست آب روان سپرده مي شد،  یا به بیرون از خانه برده می شدچرا که در باور مردم، ماندن سبزه در اين روز شگون نداشته و چه بسا رها کردن سبزه نوروزي در آب جاري به منزله جريان زندگي و حيات دوباره جانداران باشد.

            امروزه با توجه به اینکه افراد علاقمند به مسافرت شده اند  ، حالا یا صرفا بخاطر تفریح و یا دید و باز دید از فامیل هایی که در شهر های دور و نزدیک پراکنده شده اند و یا به قصد زیارت و چون بچه ها به مدرسه می روند و تعطیلات نوروز فرصت خوبی برای این مسافرت هاست لذا عده ای  از همان روز های اول تعطیلات و شاید بلافاصله بعد از تحویل سال راهی مسافرت می گردند و دید و باز دیدها را به بعد از برگشت از مسافرت موکول می کنند.

سيزده بدر:

             آيين بيرون رفتن از منزل و ساعاتي را دل به سبزه‌ها سپردن در روز 13فروردين از رسوم قديمي است با با فرا رسيدن روز دوازدهم كه ديد و بازديدهاي نوروزي هم به پايان مي‌رسد خانواده خود رابراي مراسم روز سيزده بدر و طبيعت‌گردي آماده مي‌كنند. معمولا چند همسایه با هم جمع می شدند و مقداری گوشت می خریدند و در خانه یکی از آنها برای نهار سیزده بدر کوفته تدارک می دیدند و یا گوشت را برای تهیه کباب کوبیده در صحرا آماده می کردند و احیانا نهار را در منزل یکی خورده و بعد راهی صحرا می شدند به این مراسم خرید مثلا گوشت یا مرغ و ... بطور مساوی "خَش قویماخ " می گفتند.

             امروزه اهالي با اهل و عيال خانواده به دامن دشت، كوه و صحرا مي‌روند و دل به طبيعت مي‌سپارند، اشتياق رفتن به صحرا دراين روز چنان است كه كوي و برزن از ساكنان خالي مي‌شود و در مقابل ازدحام جمعيت در اطراف كوه دشت چهره ديگری مي‌نمايد چهره‌اي حاكي ازشادي و سرور. قبل از انقلاب اسلامی جوانان در کنار غذای سیزده بدر اقدام به شرابخواری هم می کردند و این عمل تا حدودی قبح خود را از دست می داد که چه بسا با افراط گری هایی که می شد و برای دیگران مزاحمت هایی که ایجاد می گردید باعث دعوا و در گیری می شد و سیزده بدرشان به تلخی می گذشت و امروزه تقریبا از این موضوع خبری نیست. در کنار بازی و تفریح و گشت و گذار در دل طبیعت یکی از   دل مشغولي هاي زنان و دختران ضمن گشت و گذار در دامن صحرا ، چيدن گياهان تازه رسته خوراکي مانند قََزياغي، يِلميک( شنگ)، و ... است که مي توانند در همان روز یا روز های بعد از آنها خوراکي هاي بهاري مانند آش و ... پخت کنند.

کار کرد های مراسم عید نوروز:

               از کارکرد های اساسی  نوروز ایجاد روحیه و شادی وشعف برای مردم در شروع سال جدید و فصل کار و کوشش، برطرف شدن کدورت ها و رفع ناراحتی، خشم و کینه اهالی از یکدیگر  را میتوان نام برد.

            اينك با كمرنگ شدنمراسم‌هاي نوروزي برگزاري اين آيين تنها به ديد و بازديدهاياجباري محدود شده است ,و بیشتر  سنت‌ها از ياد رفته‌اند .سنت‌هايي كه سبب پيوند نسل و استحكام خانواده‌ها بود با گذشت زمان به مرور به تاريخ مي‌پيوندند و شايد پس از اين براي به خاطر آوردن آنها تنها با ورق زدن دفتر خاطرات پدرانمان بتوانيم زنده‌شان كنيم.

 

/**/

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 12:0  توسط اسداله اسگندریان  |